جمعه 1396/8/26 - 1 : 23
مشخصات امام جمعه
رضا مصباح
رضا مصباح
فامنين
خطبه ها
بيانات در خطبه هاي نماز جمعه مورخ 1396/3/26
سبک زندگی اسلامی : شوق به خداوند متعال

امّا اصول معاملة الله تعالی فسبعة اشیاء: اداء حقّه، وحفظ حدّه، وشکر عطائه، والرّضا بقضائه، والصّبر علی بلائه، وتعظیم حرمته، والشّوق الیه

در آنچه به داوود عليه السلام وحى شد آمده است :

 يا داوودُ ، ذِكْري للذّاكِرينَ ، و جَنَّتي للمُطِيعينَ ، و زِيارَتي للمُشْتاقِينَ ، و أنا خاصَّةٌ للمُطِيعينَ .

اى داوود! ياد من، از آنِ ياد كنندگان [من] است و بهشت من، از آنِ فرمانبرداران [من] و ديدارم، از آنِ مشتاقان [من ]و من، ويژه فرمانبردارانم.( بحار الأنوار: ۱۴/۴۰/۲۳ )

امام صادق عليه السلام :« حُبُّ اللّه ِ إذا أضاءَ على سِرِّ عَبدٍ أخْلاهُ عن كُلِّ شاغِلٍ ، و كُلُّ ذِكْرٍ سِوى اللّه»

 

به فرموده امیرالمؤمنین علی (ع) شاگرد ممتاز رسول هدی (ص): «پروردگارا، اگر بندگان شایسته‌ات را با شا‌یستگی‌شان به دوزخ بَری، من هرگز از عبادتت سرپیچی نکنم و اگر بندگان ناشایسته‌ات را به بهشت بَری، من هرگز به ناشایستگی آلوده نخواهم شد، بهشتِ من همان رضای توست، گرچه در آتش بسوزم و جهنم من در ناخشنودی توست گرچه در بهشت برین به سَر بَرَم». چون تو و فقط تو مهم هستی و دیگر هیچ، مهم نیست.

محبت الله عزوجل

سخن از خداوند عزوجل در بيشتر كتاب‌ها با عنوان محبت مردم نسبت به خدا تعبير مي‌شود. مي‌بيني كه صدها كتاب پيرامون عشق افراد به خداوند سخن مي‌راند، ولي تعداد كمي ‌از آن‌ها از محبت و عشق الله نسبت به بندگانش صحبت مي‌كند، به همين خاطر بهتر دانستم كه در مورد اين مفهوم سخن بگويم.

چگونه خداوند بنده‌اش را دوست دارد؟

 نشانه‌هاي اين محبت چيست؟

نمونه‌هايي از مردمي كه خداوند آنان را دوست داشته است؟

گاهي اوقات برخي از مردم مي‌گويند: من مجبورم علي رغم ميلم آن را انجام دهم! دليل چنين تفكري آن است كه اين شخص مفهوم محبت پروردگار نسبت به بنده را درک نکرده است!

پس محور سخن پيرامون محبتِ الله عزوجل نسبت به بندگانش است.

الله ـ تبارك و تعالي ـ مي‌فرمايد: «فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ» (مائده/۵۴). ( خداوند جمعيتي را خواهد آورد که خداوند دوستشان دارد و آنان هم خدا را دوست دارند.)

او مي‌توانست به ما امر كند كه او را دوست بداريم و ما مي‌توانستيم اين كار را بكنيم! ولي او در اين آيه محبت خود را نسبت به بندگانش بر محبت آنان نسبت به خود مقدم ساخته است، گويي خداوند به ما مي‌آموزد كه در اين‌جا پيوندي بسيار زيبا وجود دارد، مسأله اين نيست كه پنج وقت نماز بخوانيد يا اين كارها را بكنيد، مسأله، مسأله‌ي عشق و محبت است، پس آن‌چه ميان ما و آفريننده است، پيوندي است بسيار زيبا كه بر اساس عشق و محبت بنا شده است و اصل اين محبت از الله سرچشمه مي‌گيرد، در حالي‌كه او از ما بي نياز است، سپس اين پيوند به محبت ما نسبت به پروردگار اضافه مي‌شود در حالي‌كه ما به او نيازمند هستيم، حالاديدي! «خداوند جمعيتي را خواهد آورد که خداوند دوستشان دارد و آنان هم خدا را دوست دارند.

رسول‌الله (ص) فرمود:

إنَّ اللهَ إذَا أَحبَّ عَبدًا نادَی جِبريلَ، يَا جِبريل إنِّي أُحبُّ فُلانًا فَأحِبّهُ، فَيُحبُّه جِبريل، فَيُنَادِي جِبريلُ فِي أهلِ السَّماء: يَا أهلَ السَّماء إنَّ اللهَ يُحبُّ فُلانًا فَأحِبُّوهُ، فَيُحبُّهُ أهلُ السَّماء ثُمَّ يُوضَعُ لَه القَبولُ فِي الأرض.

وقتي خداوند بنده‌اي را دوست بدارد؛ جبرئيل را صدا مي‌زند: اي جبرئيل! من فلاني را دوست دارم پس تو نيز او را دوست بدار. پس جبيرئيل او را دوست می‌دارد و در ميان اهل آسمان ندا سر مي‌دهد: اي اهل آسمان! خداوند فلاني را دوست دارد پس شما نيز او را دوست بداريد. اهل آسمان او را دوست مي‌دارند، سپس پذيرش او در ميان اهل زمين نهاده مي‌شود.

بايد ببينيم كه خداوند متعال چه‌قدر نسبت به ما مهربان است و بندگانش را دوست داشته و آنان را گرامي ‌مي‌دارد. مبادا رابطه‌ی شما با خداوند رابطه‌ي ترس يا وحشت يا رابطه‌ي آتش باشد. گاهي اوقات‌ بايد اين مفهوم را احساس كنيم، ولي اصل رابطه، عشق و محبت است. ببين الله تعالی چگونه محبتش را نسبت به بندگان اعلام مي‌كند. برخي از مردم خجالت مي‌كشند كه در برابر دوستانشان بگويند: ما خدا را دوست داريم، تا مورد تمسخر قرار نگيرند و به عقب ماندگي متهم نشوند.

اما الله ـ تبارك و تعالي ـ در آسمان اعلام مي‌دارد كه: «اي جبرئيل من فلاني را دوست دارم، پس تو نيز او را دوست بدار.» همين طور جبرئيل (ع) محبتش را پنهان نمي‌كند، پس در ميان اهل آسمان ندا سر مي‌دهد: «اي اهل آسمان! خداوند فلاني را دوست دارد، پس شما نيز او را دوست بداريد.» اين كافي نيست كه عشق فقط در آسمان باقي بماند بلكه به زمين فرود مي‌آيد و مردم از آن مطلع مي‌شوند، ولي چگونه از آن باخبر مي‌شوند؟ « سپس پذيرش او در ميان اهل زمين نهاده مي‌شود

خداوند گروه‌هاي مختلفي از مردم را دوست دارد و مي‌فرمايد:

-                    «إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ» (بقره/۲۲۲ (بي‌گمان خداوند توبهه‌کنندگان را دوست دارد.

توبه‌کنندگان كساني هستند كه معصيت مي‌كنند، ولي توبه مي‌كنند و بازمي‌گردند و توبه‌يشان صادقانه است، الله آن‌ها را دوست دارد و سخناني كه گفته شد در مورد آن‌ها تحقق مي‌يابد و اين نص قرآن است

-                    «إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ» (بقره/۲۲۲)

-                    «إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ» (بقره/۱۹۵).

 

 

-                    «إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ» (توبه/۴).

-                    «إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ» (مائده/۴۲). دادگران

پس محبت خداوند مخصوص گروه ويژه‌اي از مردم مثل پيامبران نيست، بلكه اگر تو بترسي و به وسيله‌ي توبه از گناهي كه بدان اصرار مي‌ورزي، به خدا پناه بياوري، با اين كار به محبت الله ـ تبارك تعالي ـ دست يافته‌اي.

حال اگر خداوند بنده‌اي را دوست بدارد، چه اتفاقي مي‌افتد؟!

الله عزوجل در حديث قدسي مي‌فرمايد: مَن عَادَی لِی وَلِيَّاً فَقَد آذَنتُهُ بِالحَربِ( كسي كه با دوست من دشمني كند؛ با او اعلام جنگ مي‌كنم.)

 

دوست كيست؟

أَلا إِنَّ أَوْلِيَاءَ اللَّهِ لاخَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلا هُمْ يَحْزَنُونَ. الَّذِينَ آمَنُوا وَكَانُوا يَتَّقُونَ» (يونس/۶۲ـ۶۳).

هان! بی‌گمان دوستان خدا ترسی بر آنان نيست و غمگين نمی‌گردند. آنان کسانيند که ايمان آوردند و تقوا پيشه کردند.

 

پس به محض ايمان آوردن و ترس از خدا، در زمره‌ي دوستان و اوليا قرار مي‌گيري. معناي ترس از خدا آن است كه غالباً در زندگي به دنبال اطاعت از پروردگار و ترك معصيت خدا باشي. اگر اين‌گونه بودي خداوند با كسي كه با تو دشمني ورزد، اعلان جنگ مي‌نمايد. به اين مهر و محبت بنگر، آيا مي‌تواني تصور كني كه الله عزوجل با كسي كه دشمن فلان آقا يا فلان خانم است، اعلان جنگ نمايد! زن صالح و پرهيزگاري كه شوهرش او را مورد آزار و اذيت قرار مي‌دهد، با جنگ و مبارزه‌اي از جانب خداوند عزوجل روبه‌رو شده است، آيا مراتب عشق و محبت را تصور مي‌كنيد؟!

 

نشانه‌هاي محبت الله به بنده

۱ ـ حفظ از شر دنيا

يكي از نشانه‌هاي محبتِ الله عزوجل به بنده، آن است كه وی را از شر دنيا حمايت مي‌كند، اجازه نمي‌دهد دنيا او را ببلعد؛ نمي‌گذارد دنيا بر او تسلط يابد و او را جزو كساني كه بيست و چهار ساعته چيزي جز دنيا را نمي‌بينند، قرار نمي‌دهد.

بنابراين اگر ديدي كه در طول بيست و چهار ساعت به ياد خدا هستي، بدان كه اين يكي از نشانه‌هاي محبت الله به بنده است.

رسول‌الله (ص) می‌فرمايد:

« إنَّ اللهَ ليَحمِي‌ عَبدَهُ المُؤمِن مِنَ الدُّنيَا ـ وَهُوَ يُحِبُّهُ ـ كَمَا تَحمُونَ مَريضَكُم الطَّعامَ وَالشَّرابَ تَخَافُونَ عَلَيهِ» خداوند از بنده‌ي مؤمنش ـ به خاطر محبت و دوست داشتنش ـ در برابر دنيا حمايت مي‌كند، همان‌گونه كه شما به خاطر نگراني بر مريضتان او را از خوردنی و نوشيدني، محافظت مي‌كنيد.

هم‌چنين مي‌فرمايد:

«إذَا رَأيتَ اللهَ يُعطِي العَبدَ مِنَ الدُّنيا عَلَی مَعَاصِيهِ مَا يُحبُّ فَإنَّما هُوَ استِدرَاجٌ» اگر ديدي خداوند علي رغم معصيت‌ها و گناهان بنده، هر چه از مال دنيا مي‌خواهد به او مي‌بخشد، اين استدراج است.

سپس رسول‌الله (ص) اين آيه را تلاوت فرمود:

« فَلَمَّا نَسُوا مَا ذُكِّرُوا بِهِ فَتَحْنَا عَلَيْهِمْ أَبْوَابَ كُلِّ شَيْءٍ حَتَّى إِذَا فَرِحُوا بِمَا أُوتُوا أَخَذْنَاهُمْ بَغْتَةً فَإِذَا هُمْ مُبْلِسُونَ» (انعام/۴۴).

هنگامي که آنان فراموش کردند آن‌چه را که بدان متذکر شده بودند درهاي همه چيز را به رويشان گشوديم تا آن‌گاه که بدان‌چه بديشان داده شد شاد و مسرور گشتند، به ناگاه ايشان را گرفتار نموديم و آنان مأيوس ماندند.)

 

۲ـ دينداري

از ديگر علايم محبتِ الله عزوجل نسبت به بنده، ديندار نمودنش است، اگر ديدي متدين هستي، حتي اگر در ابتداي پايبندي هستي و هر روز يك گام در اين راه بر مي‌داري، اين يكي از نشانه‌هاي محبت خداوند است.

حتي خواهراني كه هنوز محجبه نشده‌اند ولي اين كار را شروع كرده‌اند و در حال پيشرفت در مسير دينداري هستند، در راه محبت الله عزوجل گام بر مي‌‌دارند، دليل آن حديث رسول‌الله (ص) است:

« إنَّ اللهَ عزوجل يُعطِي الدُّنيا مَن يُحِبُّ وَمَن لَايُحِبُّ وَلَايُعطِي الدِّينَ إلَّا لِمَن أَحبَّ فَمَن أعطَاهُ اللهُ الدِّينَ فَقَد أَحبَّه» الله عزوجل دنيا را به كساني كه دوست دارد و دوست ندارد، مي‌بخشد و دين را فقط به کسی می‌بخشد که دوست دارد، پس كسي كه خداوند دين را به او عطا نموده است، او را دوست دارد.

بنابراين اگر در خودت گرايشي به سمت دينداري يافتي، بدان كه اين يكي از علايم محبت الله عزوجل نسبت به توست.

 

 

 

خطبه دوم:

حضرت علی علیه السلام و مشکلات پیش رو

1.      مشکل کشته شدن عثمان(مشکل نفاق)

اولین مشکلی که وجود داشت و علی بر زمینه آن می فرمود:آینده بسیار مبهمی در پیش داریم،داستان کشته شدن عثمان بود.علی وارث خلافتی می شد که خلیفه قبل از او را انقلابیونی که انقلاب کرده اند کشته اند،حتی اجازه دفن او را هم نمی دهند و اعتراضات فراوانی دارند.حال این گروه انقلابی به علی پیوسته است.مردم دیگر چه نظری دارند؟همه مردم که مثل این انقلابیون فکر نمی کنند،و خود علی فکرش نه با انقلابیون می خواند و نه با مخالفین انقلابیون و نه با عامه مردم.از یک طرف عثمان است و اطرافیان عثمان و آنهمه اجحافها و بی عدالتیها و ستمگریها و آنهمه اعطاء امتیازات به خویشاوندها،و از طرف دیگر گروههایی خشمناک و عصبانی از حجاز و مدینه و بصره و کوفه و مصر،از همه جا آمده اند معترض و منتقد.عثمان هم تسلیم نمی شود.علی سفیر است میان انقلابیون و عثمان،که این هم جریان عجیبی دارد.علی با روش عثمان مخالف است و در عین حال مخالف است که باب خلیفه کشی باز شود،نمی خواهد خلیفه را بکشند که باب فتنه بر روی مسلمین باز گردد،که این داستان مفصلی دارد.نسبت به عثمان منتقد است و کوشش دارد او را از راهی که می رود منصرف کند و به راه راست بیاورد،بلکه آتش انقلابیون خاموش شود و فتنه بخوابد.نه عثمان و طرفداران عثمان حاضر شدند[از راه خود منصرف شوند]و نه انقلابیون دست از انقلاب خودشان برداشتند.نتیجه اش همین شد.

علی می دانست که مساله قتل عثمان مساله ای خواهد بود[که موجب فتنه خواهد شد] خصوصا با توجه به این نکته بسیار عجیب که ما فقط امروز می بینیم علمای اجتماع یعنی جامعه شناسان و مورخین محققی که در تاریخ اسلام مطالعه کرده اند آن را کشف کرده اند-و می بینیم نهج البلاغه هم این مطلب را توضیح می دهد-که در قتل عثمان بعضی از طرفداران خود عثمان نیز دست داشتند،آنها هم می خواستند عثمان کشته شود،فتنه در دنیای اسلام بپا گردد و آنها از این آب گل آلود استفاده کنند(اینها در متن نهج البلاغه است).مخصوصا معاویه در قتل عثمان کاملا دست داشت،باطنا کوشش می کرد این فتنه بالا بگیرد،عثمان کشته شود تا او از کشته شدن عثمان بهره برداری کند.این یک مشکل،که دیگر بیش از این نمی توانم درباره اش بحث کنم.

 

مخالفان علی با مخالفان پیغمبر این تفاوت را داشتند که مخالفان پیغمبر عده ای بودند کافر و بت پرست و در زیر شعار بت پرستی با پیغمبر مبارزه می کردند،منکر خدا و توحید بودند و انکار خدا و توحید را هم علنی می گفتند،تحت شعار«اعل هبل »زنده باد هبل،با پیغمبر مبارزه می کردند،پیغمبر هم شعار روشنی داشت:«الله اعلی و اجل »از همه بزرگتر خداست.اما علی با یک طبقه دانای بی دین مواجه شده است که متظاهر به اسلام اند ولی مسلمان واقعی نیستند،شعارهایشان شعارهای اسلامی است و هدفهایشان بر ضد اسلام.پدر معاویه که ابوسفیان است در زیر شعار«اعل هبل »به جنگ پیغمبر می آید،لهذا کار پیغمبر در مبارزه با او آسان است.پسرش معاویة بن ابی سفیان همان روح ابو سفیانی و همان هدفهای ابو سفیانی را دارد اما در زیر شعار آیه قرآن: من قتل مظلوما فقد جعلنا لولیه سلطانا.

هر کسی که مظلوم کشته شد خدا برای اولیاء او(خویشاوندان نزدیک او)یک قدرتی داده است،حق داده است که خون مقتول خودشان را مطالبه کنند.شعار،خیلی شعار خوبی است.حال کسی نیست که از معاویه بپرسد که ولی شرعی خون عثمان کیست؟یک کسی که در چهار شت بالاتر با تو انتساب پیدا می کند،مطالبه خون او به تو چه مربوط است؟!عثمان پسر دارد، خویشاوندان نزدیکتر از تو دارد،و ثانیا به علی چه مربوط که عثمان کشته شده است؟!اما یک مرد دغلبازی مثل معاویه به این حرفها کاری ندارد،او می خواهد از این وسیله استفاده کند.

 

معاویه قبلا به جاسوسهای خود در اطراف عثمان سپرده بود که هر وقت خلیفه کشته شد، فورا پیراهن خون آلود او را برای من به شام بفرستید.تا عثمان کشته شد نگذاشتند که خون پیراهن او خشک بشود،همان پیراهن خون آلود را با انگشت زن عثمان فرستادند برای معاویه.دیگر معاویه قند در دلش آب می شد.دستور داد انگشتهای بریده زن عثمان را کنار منبرش آویزان کردند:«ایها الناس!دنیا را ظلم گرفت،اسلام از دست رفت،این انگشتهای بریده زن خلیفه است ».و دستور داد پیراهن عثمان را روی چوبی بلند کردند و بردند در مسجد یا جای دیگر.خودش رفت آنجا نشست،شروع کرد به گریه کردن بر خلیفه مظلوم.مدتها روضه عثمان در شام خواند و از مردم اشک گرفت و مردم را آماده کرد که برویم برای خونخواهی عثمان.از چه کسی خون عثمان را باید بگیریم؟از علی باید بگیریم،علی با این انقلابیون که با او بیعت کردند همدست بود،اگر همدست نبود چرا اینها الآن در لشکر علی هستند؟این یک مشکل بزرگ.دو جنگ جمل و صفین را همین مشکل از طرف اشخاص بدخواه به وجود آورد. این دو جنگ به این بهانه بپا شد.

2.      انعطاف ناپذیری در اجرای عدالت

مشکلات دیگری علی علیه السلام داشت که مربوط به روش خودش بود از یک جهت،و تغییری که مسلمین پیدا کرده بودند از جهت دیگر.علی مردی بود انعطاف ناپذیر.بعد از پیغمبر سالها بود که جامعه اسلامی عادت کرده بود به امتیاز دادن به افراد متنفذ،و علی علیه السلام در این زمینه یک صلابت عجیبی نشان می داد.می گفت:من کسی نیستم که از دالت یک سر مو منحرف شوم.حتی اصحابش می آمدند می گفتند:آقا!یک مقدار انعطاف داشته باشید.می گفت:«اتامرونی ان اطلب النصر بالجور...و الله ما اطور به ما سمر سمیر»  از من تقاضا می کنید که پیروزی و موفقیت در سیاست را به قیمت ستمگری و پایمال کردن حق مردم ضعیف به دست آورم؟!...به خدا قسم تا شبی و روزی در دنیا هست،تا ستاره ای در آسمان در حرکت است،چنین چیزی عملی نیست.

3.      صراحت و صداقت در سیاست

مشکل سوم خلافت او مساله صراحت و صداقت او در سیاست بود که این را هم باز عده ای از دوستانش نمی پسندیدند،می گفتند:«سیاست اینهمه صداقت و صراحت بر نمی دارد،یک مقدار خدعه و دغلبازی هم باید در آن قاطی کرد.چاشنی سیاست دغلبازی است »(اینهایی که عرض می کنم تمامش در نهج البلاغه است)و حتی بعضی می گفتند:علی سیاست ندارد، معاویه را ببین چقدر سیاستمدار است!

می فرمود:

و الله ما معاویة بادهی منی،و لکنه یغدر و یفجر،و لو لا کراهیة الغدر لکنت من ادهی الناس،و لکن کل غدرة فجرة و کل فجرة کفرة و لکل غادر لواء یعرف به یوم القیامة

به خدا قسم اشتباه می کنید،معاویه از من زیرکتر نیست،او دغلباز است،فاسق است،من نمی خواهم دغلبازی کنم،من نمی خواهم از جاده حقیقت منحرف شوم،فسق و فجور مرتکب بشوم.اگر نبود که خدای تبارک و تعالی دغلبازی را دشمن می دارد،آنوقت می دیدید که زرنگترین مردم دنیا علی است.دغلبازی فسق است،فجور است،و این گونه فجورها کفر است و من می دانم که هر فریبکاری در قیامت محشور می شود در حالی که یک پرچمی دارد(ظاهرا مقصود این است که فریب خوردگان هم در زیر پرچم فریب دهنده هستند).

4.      خوارج،مشکل اساسی علی علیه السلام

مشکل اساسی که من می خواهم عرض کنم،که همه اینها مقدمه برای این مطلب بود،این است:در زمان پیغمبر اکرم،طبقه ای که پیغمبر اکرم به وجود آورد،صرفا طبقه ای نبود که یک انقلاب بپا شود و عده ای در زیر پرچمی جمع بشوند.پیغمبر طبقه ای را تعلیم داد،متفقهشان کرد،قدم به قدم جلو آورد،تعلیم و تربیت اسلامی را تدریجا در روح اینها نفوذ داد.پیغمبر سیزده سال در مکه بود،انواع زجرها و شکنجه ها و رنجها از مردم قریش متحمل شد ولی همواره دستور به صبر می داد.هر چه اصحاب می گفتند:یا رسول الله!آخر اجازه دفاع به ما بدهید،ما چقدر متحمل رنج بشویم،چقدر از ما را اینها بکشند و زجرکشمان کنند،چقدر ما را روی این ریگهای داغ حجاز بخوابانند و تخته سنگها را روی سینه های ما بگذارند،چقدر ما را شلاق بزنند،پیغمبر اجازه جهاد و دفاع نمی داد.در آخر فقط اجازه مهاجرت داد که عده ای به حبشه مهاجرت کردند،و مهاجرت سودمندی هم بود.پیغمبر در مدت این سیزده سال چه می کرد؟تربیت می کرد،تعلیم می داد،یعنی هسته اصلی اسلام را به وجود می آورد.آن عده ای که شاید هنگام مهاجرت حدود هزار نفر بودند،عده ای بودند که با روح اسلام آشنا بودند و اکثریت آنها تربیتشان هم تربیت اسلامی بود.شرط اولی یک نهضت،وجود یک کادر تعلیمی و تربیتی است که از یک عده افراد تعلیم داده شده و تربیت شده و آشنا با اصول و هدف و تاکتیک مرام به وجود آمده باشد.اینها را می شود به صورت یک هسته مرکزی به وجود آورد و بعد دیگران که ملحق می شوند شاگردهای اینها باشند و خودشان را با اینها تطبیق بدهند. سر موفقیت اسلام این بود.

 

جزئیات S.۷۲۲

نشان می‌دهد با پدیده‌ای ظاهراً خفیف‌تر از تحریم‌های هسته‌ای روبرو هستیم اما واقعیت آن است که همین موارد نه تنها می‌تواند تبادلات اقتصادی خارجی با ایران را که قرار بود بعد از برجام شتاب گیرد به چالش بکشد بلکه ظرفیت آن را دارد که عملاً یک دیوار به پهنای دیوار تحریم‌های هسته‌ای بر آن سوار شود. در فصل ۴ تا ۷ پیش‌نویس آمده است:

یک) برنامه موشک بالستیک و تسلیحات متعارف

    تحریم‌ و مسدودسازی اموال تمام شخصیت‌های حقوقی و حقیقی که به نوعی در تولید، دستیابی، تصاحب، توسعه، انتقال، پشتیبانی مالی یا استفاده از تسلیحات کشتار جمعی و تکثیر آن،سامانه‌های پرتاب، سامانه‌های موشکی، تانک‌های جنگی، توپخانه‌های کالیبر بزرگ، بالگرد و هواپیمای جنگنده و شناورهای جنگی نقش دارند.

    تحریم و مسدودسازی اموال تمام شخصیت‌های حقوقی و حقیقی که به نوعی با یکی از شخصیت های حقیقی یا حقوقی بالا همکاری می‌کنند.

    تحریم و مسدودسازی اموال تمام شخصیت‌های حقوقی و حقیقی که برای دورزدن تحریم‌های بالا به اقدام موازی یا تأسیس شرکت‌های جدید یا هر کار دیگری دست می‌زنند.

    تحریم و مسدودسازی اموال تمام شخصیت‌های حقوقی و حقیقی که هرگونه حمایت مالی، کالایی یا فناورانه را برای یکی از موارد بالا فراهم می‌کنند یا برای فراهم‌سازی آن تلاش می‌کنند.

    ممنوعیت ورود به آمریکا برای تمامی موارد بالا

    جریمه‌کردن هر شخصیت حقیقی یا حقوقی که یکی از موارد بالا یا تحریم‌ها را نقض کند.

    اِعمال مجدد همه موارد بالا از سوی رئیس‌جمهور آمریکا بر مبنای گزارشی که هر ۱۸۰ روز یکبار به‌روز می‌شود و شامل شخصیت‌های حقیقی و حقوقی جدید می‌شود. گزارش اول باید تمام موارد نقض تحریم‌های بالا را از ۱ ژانویه ۲۰۱۶ میلادی تا روز ارائه گزارش را در بر گیرد.

    رئیس‌جمهور آمریکا می‌تواند برخی از شخصیت‌های حقیقی یا حقوقی را که طبق تنبیهات بالا بخاطر درگیری در برنامه تسلیحات متعارف ایران (به جز تسلیحات کشتار جمعی و سامانه‌های پرتاب) باید مورد تحریم، مسدودسازی اموال و اخراج از ایالات متحده قرار گیرند، از این تنبیه‌ها استثنا کند اگر: فعالیت‌های آن شخصیت حقیقی یا حقوقی در راستای منافع ایالات متحده باشد؛ ایران دیگر تهدیدی برای منافع ایالات متحده یا متحدان آن نباشد؛ و ایران به حمایت‌های عملیاتی و مالی خود از تروریسم پایان بدهد.

موسوم به S.۷۲۲ یا «قانون مقابله با اقدامات بی‌ثبات‌ساز ایران»

 

دو) حمایت از تروریسم

    سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران و نیروی قدس که از عملیات تروریستی و چریکی در خاورمیانه و جنوب آسیا همه‌گونه حمایت کالایی، لجستیک، آموزشی و مالی صورت می‌دهد، برنامه موشک بالستیک را به پیش می‌برد و مرتکب نقض حقوق بشر در خارج از مرزها شده و برنامه بین‌المللی برای اقدامات بی‌ثبات‌ساز دارد، به همراه تمام اعضا و وابستگان داخلی و خارجی‌اش پس از ۹۰ روز از آغاز اجرای این قانون مورد تحریم و مسدودسازی اموال قرار می‌گیرد. این کار طبق دستورات اجرایی موجود ضد تروریسم و مانند آن صورت می‌گیرد.

    دولت حامی تروریسم طبق متون وزارت خارجه آمریکا تعریف می‌شود [نه سازمان‌های بین‌المللی یا هر شخص و نهاد دیگر].

سه) نقض حقوق بشر

    حداکثر پس از ۹۰ روز از اجرایی‌شدن این قانون وزارت خارجه آمریکا باید فهرستی از افراد که مرتکب قتل غیرقانونی، شکنجه یا هر نوع نقض حقوق بشر علیه یکی از دو گروه ذیل شده و می‌شوند، به کمیسیون مرتبط در کنگره ارائه دهد: افرادی که به اقدامات غیرقانونی حکومت ایران اعتراض می‌کنند؛ افرادی که برای دفاع، اجرا یا بهبود وضعیت آزادی‌ها و حقوق بشر تلاش می‌کنند مانند آزادی مذهب، بیان، انجمن، تجمع، محاکمه منصفانه و انتخابات دموکراتیک تلاش می‌کنند.

    هر کس که به نمایندگی از یکی از ناقضان حقوق بشر که در بالا اشاره شده یا از جانب او مرتکب رفتارهای یادشده شود، مشمول اقدام دولت ایالات متحده خواهند شد.

    مسدودشدن هر گونه اموال که از سوی یکی از افراد بالا یا حتی به نفع یکی از افراد بالا به ایالات متحده یا دارایی یکی از شهروندان ایالات متحده منتقل شود.

    جریمه‌کردن هر شخصیت حقیقی یا حقوقی که یکی از موارد بالا یا تحریم‌ها را نقض کند.

اگر ترامپ مانند توافق آب و هوایی پاریس، در برجام نیز دست اروپاییان را در پوست گردو بگذارد (چه رسماً و چه در عمل)، قدرت‌های قاره سبز به ضرر خود در کنار واشینگتن خواهند ایستاد؟

در فصل ۹ از متن طرح آمده که رئیس‌جمهور حداکثر پس از ۱۸۰ روز از اجرایی‌شدن آن و پس از آن طی هر ۱۸۰ روز باید گزارشی به کمیسیون مرتبط در کنگره ارائه دهد که در آن تمامی موارد اختلاف بین ایالات متحده و اتحادیه اروپا را در اِعمال تحریم‌های  متنوعی که در این طرح آمده شامل شده و همچنین دلیل هر یک از این موارد اختلافی را شرح داده باشد. بدیهی است هدف طراحان این بوده که به تدریج سازوکار همراه‌سازی اتحادیه اروپا با تمامی تحریم‌های یکجانبه در این طرح را به دست آورده و از آن برای اعمال فشار یکپارچه از سوی اروپا و آمریکا علیه ایران سوءاستفاده کنند.

در فصل ۱۰ نیز به موضوعی پرداخته شده که عملاً ذیل نقض حقوق بشر گنجانده می‌شود یعنی بازداشت شهروندان آمریکایی در ایران. رئیس‌جمهور آمریکا موظف شده حداکثر ۹۰ روز پس از اجرایی‌شدنِ این طرح و پس از آن هر ۱۸۰ روز گزارشی به کمیسیون مرتبط در کنگره ارائه دهد که شامل موارد ذیل باشد: آمریکاییانِ بازداشت‌شده توسط ایران یا گروه‌های مورد حمایت ایران؛ تمامی مسئولان ایرانی که در انجام این بازداشت شریک بوده‌اند؛ هر گونه تلاش از سوی دولت آمریکا برای آزادسازی مطمئن بازداشت‌شدگان.

جمع‌بندی

برخلاف تصور اولیه که تحریم‌های این طرح برای تحت‌فشارقراردادن سپاه پاسداران و سوق‌دادن دولت ایران برای عدم پشتیبانی از اقدامات منطقه‌ای و فعالیت‌های موشکی این نیروی نظامی است، اما جامعیت این قانون به تدریج شامل تمام ارگان‌های جمهوری اسلامی ایران می‌شود. زیرا اولاً حتی اگر به فرض محال بپذیریم که انفعال دولت در برابر پیشروی ایالات متحده در منطقه و بی‌ثبات‌کردن کشورهای اطراف ما می‌تواند مفید باشد، اما در عمل هر گونه حمایت، کمک، تبادل مالی و هر گونه همکاری با نهادهای فعال در برنامه موشکی، فعالیت‌های منطقه‌ای و مانند آن حتی اگر ربطی به خود این اقدامات نداشته باشد، موجب تحریم، مسدودسازی اموال، ممنوعیت ورود به آمریکا و تحریم ناقضان آن خواهد شد. در واقع دولت باید تمامی ارتباطات خود را با سپاه پاسداران قطع کند و حتی در بازداشت سربازان و شهروندان خطاکار ایالات متحده نیز قدمی برندارد. ثانیاً تحریم مرتبط با نقض حقوق بشر با تعریف ایالات متحده دامان بسیاری از نهادهای دولتی و حتی قوه قضائیه را می‌گیرد و ممکن است از حقوق بهائیان تا همجنس‌بازان را شامل شود.

اگر دولت ایران و وزارت خارجه در چنین دامی بیافتد و این بار نیز مانند موارد پیشین بخواهد به نرمی برخورد کند، عملاً هر چه خود در برجام رشته است، پنبه کرده و یکی از مهمترین مأموریت‌های دولت دوازدهم یعنی تبادل مالی با خارج و جذب سرمایه گذاری با چالش جدی مواجه خواهد شد. ممکن است سیاستگذاران دولت خیال کنند آن گزینه دیگر جنگ است یا در بهترین حالت، تبدیل‌شدن به کره شمالی. اما بهتر است نگاهی به تاریخ بیاندازند تا ببینند سازش نیز مانند چالش هزینه دارد.

 

 

ارتباط با امام جمعه