جمعه 1396/8/26 - 3 : 23
مشخصات امام جمعه
رضا مصباح
رضا مصباح
فامنين
خطبه ها
بيانات در خطبه هاي نماز جمعه مورخ 1396/6/24
سبک زندگی اسلامی : معامله النفس قسم اول : الجهد 7

فمن کان يرجو لقاء ربه فليعمل عملا صالحا و لا يشرک بعباده ربه احدا هرکه اميدوار لقاء خدايش باشد پس بايست عمل صالح بکند- و کسي را شريک عبادت خدايش نکند

خطبه دوم

نعمتی که خداوند متعال به ما عنایت کرده و از همه نعمت‌ها بالاتر بوده وجود مقام معظم رهبری است که هیچ کدام از کشورهای مسلمان چنین نعمتی را ندارند.

تغییر و اصلاح باید از درون خودمان شروع شود، اگر بخواهیم از فقر و جهل بیرون بیاییم باید خودمان را تغییر دهیم. راهی که امام (ره) و مقام معظم رهبری پیش روی ما گذاشته‌اند موجب بهبود وضع ما در داخل و خارج کشور شده است.

انقلاب قیام بزرگی بود که از درون ما شروع شد و ما خودمان را تغییر دادیم که نتیجه آن رشد و پیشرفت و تعالی شد.

ما نمونه شهدای ۱۵ تا۱۷ ساله زیادی داریم که به قهرمانان ملی تبدیل شده و نمونه های آن شهیدان همت، باکری، باقری و بسیاری دیگر هستند.

جبهه استکبار با تمام امکانات روبروی انقلاب اسلامی قرار گرفته و حادثه پشت سر هم درست می‌کند، اما در تمامی این حوادث شکست خورده است.

مقام معطم رهبری در مراسم سالگرد امام(ره) فرمودند که حوادث دهه شصت را به مردم بگویید. ما با قدرت توانستیم از حوادث عبور کرده و استکبار در مقابل ما به زانو درآمده است. انقلاب اسلامی اولین انقلابی است که سریال شکست‌ها را بر پیشانی آمریکایی‌ها گذاشته است.

پیروزی‌های جبهه مقاومت با توکل به خدا و امام عصر(عج)، حمکت مدبرانه امامین انقلاب و و فداکاری مردم و تحولی که در نفوس جوانان پیدا شده محقق شده است.

آمریکایی‌ها تا به امروز دست به حوادث گوناگونی زده و شکست خورده‌اند. ملت ایران با قدرت پای انقلاب و جبهه استکبار ایستاده است‌. ما از دل حوادث به توانایی‌ها و تجربه‌های جدیدی دست پیدا کرده‌ایم.

دشمنان از سال‌ها پیش به دنبال روزنه‌ای برای ضربه زدن به انقلاب بودند اما توطئه آنان نیز خنثی شد و شما دیدید که ما چطور جواب آنها را دادیم. در این اقدام ما تعدای از تروریست‌ها را دستگیر کردیم و تنها با ۶ موشک اهداف و مقرهای فرماندهان تروریست‌ها در دیرالزور سوریه به دقت مورد اصابت موشک قرار گرفت. این قدرت و توانایی جمهوری اسلامی ایران از دل سختی‌های جنگ تحمیلی دست آمده است

آمریکا و رژیم صهیونیستی بعد از دوران دفاع مقدس تاکنون ۳بار خواستند که به ما حمله کنند اما نتوانستند، چرا که به قدرت ایران اسلامی آگاه بوده و راه جنگ بسته شده است.

تهدیدات و توطئه‌ها از بین رفته است و ما از دل تهدیدات به توانایی‌ها دست پیدا کرده‌ایم که امروز ایران اسلامی از نطر سیاسی، نطامی و دفاعی و... قدرت اول منطقه است.

 

خوشا به حال آنانکه نور انقلاب را می‌بینند. ما یک لحطه هم در راه رسیدن به اهدافمان نباید وقت تلف کنیم.

یکی از بزرگترین مشکلاتمان خودمان هستیم. وجود برخی تردیدها و ابهاماتی که ایجاد می‌کنیم موجب از دست رفتن برخی سرمایه‌ها شده است. ما جوانان بسیاری همچون حججی داریم که می‌توانند در عرصه‌های مختلف به کشورمان کمک کنند. ما موشک را با پیچیدگی‌های زیادی که دارد، ساخته‌ایم، اما در برخی صنایع همچون خودروسازی با مشکلات مواجه هستیم. عده‌ای منتطر باز شدن درهای امریکایی‌ها هستند ولی بدانند که استکبار به نوکران خودش هم رحم نکرد. تحریم‌های اقتصادی بدتر از جنگ نیست و ما باید راه یقین را در مشکلات در پیش بگیریم.

راه یقین موشک‌های مدرن با برد ۲۰۰۰کیلومتر را ساختیم و نیروهای مسلح قدرتمندی در کشور داریم، خاطرنشان کرد: امروز اقتصاد مقاومتی خط مقدم انقلاب ما است و همانطور که استکبار را در دمشق و حلب شکست دادیم می توانیم آنها را در صنعت و سایر حوزه‌ها نیز پشت سر گذاشته و با خودباوری در جوانان راه پیشرفت را در عرصه‌های مختلف طی کنیم.

 

«مباهله»

یکی از انواع نفرین حق، «مباهله» است، «مباهله» از ریشه «بَهْل» به معنای لعن است اما راغب اصفهانی معتقد است که «بهل» (بر وزن اهل)، به معناى رها کردن و قید و بند را از چیزى برداشتن است؛ به همین جهت هنگامى که حیوانى را به حال خود واگذارند تا نوزادش بتواند به آزادى شیر بنوشد، به  او«باهل» مى‏ گویند، و« ابتهال» در دعا به معناى تضرع و واگذارى کار به خدا است؛ مانند سخن خداوند که در آیه مباهله می فرماید: «ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْکاذِبِین؛ آن گاه مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم». سپس در پایان می گوید: کسی که ابتهال را به لعن و دوری از خدا تعریف کرده، به این جهت است که استرسال و رها کردن و واگذار کردن بنده به حال خود این نتایج را به دنبال مى‏آورد.

مباهله یک رفتار سیاسی پیچیده بود، نصارای نجران وقتی موضوع مباهله را مطرح کردند بر اساس یک حادثه و تعصب نبود، آنها با 60 نفر از اکابر نصارای نجران، آمده بودند که در عاصمه قلمروی اسلامی پیامبر اکرم (ص) شبهه ای را در دامنه اسلام پهن کنند. درواقع نفس طرح موضوع مباهله برای ترک انداختن به اعتقادات مردم بود. چرا که آنها می دانستند پیروزی و یا شکست در مباهله از چهار حالت خارج نیست. یا نفرین هر دو قوم مستجاب می شود و یا یک قوم پیروز میدان خواهد بود و یا دیگری شکست دو طرف را در پی داشت. این یک اقدام متاثر از ریسک هوشمند بود، چون در سه حالت پیروزی با نصارای نجران است، اگر پیامبر نفرین کند و مستجاب نشود و آنها نفرین کند و مستجاب نشود جامعه عرب است و دین اسلام و پیامبر اکرم (ص) زیر سوال می رود.

اما اگر نفرین پیغمبر (ص) مستجب نشود همه جامعه عرب، مسیحی می شوند و اگر نفرین رسول خدا (ص)کارگر شود تنها 60 نفر از مسیحیان مسلمان می شوند، به همین سبب وقتی موضوع مطرح شد، پیامبر اکرم(ص) لحظاتی درنگ کردند و بلافاصله وحی نازل شد، «فَمَنْ حَاجَّكَ فِیهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنفُسَنَا وَأَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل‌لَّعْنَتَ اللَّـهِ عَلَی الْكَاذِبِینَ

وقتی پیامبر از سوی پروردگار این سخن را ایراد کردند، موجی که در جمعیت اعراب و مسلمان ایجاد شد، بیشتر از نصارا بود، چرا که مسیحیان نجران می دانستند پیامبر بر حق است اما لج کردند و دنبال شکست و شبهه انداختن در باور و اعتقادات مردم بودند.

پس صحبت های پیامبر اکرم (ص) جامعه عرب در تفکر این بود که چه کسانی در زمره جان و نفس رسول الله (ص) قرار می گیرند و آیات الهی از چه افرادی حمایت کرده است.

فردای روز بیست و چهارم ذی الحجه، وقتی سپیده سر زد، پیامبر (ص) عبای خود را بین دو درخت بیرون شهر بردند پهن کردند و  اهل بیت (ع) را یعنی تمام هستی اسلام را زیر عبا جمع شدند، پس از آن وقتی پیامبر(ص) پیش به سوی مکان اجرای مباهله رفت ، مسیحیان نجران به اتفاق بر حقانیت و پیامبر بودند حضرت محمد (ص) مهر تایید زدند ولیکن از ایشان اذن خواستند تا مسلمان نشوند.

بعد از مباهله پیامبر اکرم (ص) فرمودند:«اگر من نفرین می کردم و همه آمین می گفتند، خط عذاب از مدینه تا نجران همه را نابود می کرد.»

مباهله در اصطلاح

با توجه به آیه61 سوره آل عمران، مباهله به معناى نفرین کردن دو نفر نسبت به یکدیگر است بدین ترتیب که افرادى که درباره یک مسئله مهم مذهبى با هم نزاع دارند در یک جا جمع شوند و به درگاه خدا تضرع کنند و از او بخواهند که دروغ گو را رسوا ساخته و مجازات کند. پس مورد تشریع مباهله، مخصوص اختلافات و منازعات دینی و مذهبى است تا جایى که با گفت و گو حل نشود و کار به انکار و مکابره بکشد. به بیان دیگر مباهله یعنى نفرین کردن یکدیگر تا هر کس بر باطل بوده مورد غضب الاهى قرار گیرد و آن کس که بر حق است شناخته شود و بدین گونه حق از باطل تشخیص داده شود. طبیعی است که طرفین مباهله، باید معتقد به پروردگار باشند تا بتوانند اقدام به چنین کاری نمایند، چون فردی که خداپرست نیست، نمی تواند از خداوند درخواستی داشته باشد.

 

عمومیت مباهله

با توجه به شأن نزول آیه شریفه مباهله که روى سخنش تنها به پیامبر اسلام (ص) است شاید گفته شود که مباهله، مخصوص زمان پیامبر (ص) است، ولی این سخن درستی نیست و نمی توان مباهله را ویژه زمان پیامبر (ص) دانست، بلکه دیگر مؤمنان نیز مى‏ توانند مباهله کنند؛ زیرا اولاً بر اساس قانون مسلم اصولی، شأن نزول آیه موجب تخصیص آیه نمی شود. ثانیاً شکى نیست که آیه مباهله هرچند یک دستور کلى براى دعوت به مباهله به مسلمانان نمى‏ دهد بلکه روى سخن در آن تنها با پیامبر اسلام (ص) است، ولى این موضوع مانع از آن نخواهد بود که مباهله در برابر مخالفان یک حکم عمومى باشد و افراد با ایمان که از تقوا و خدا پرستى کامل برخوردارند هنگامى که استدلالات آنها در برابر دشمنان بر اثر لجاجت به جایى نرسد، آنها را دعوت به مباهله کنند.ثالثاً: از روایاتى که در منابع اسلامى نقل شده نیز عمومیت این حکم استفاده مى ‏شود: مرحوم کلینی، در کافی حدیثى از امام صادق (ع) نقل کرده که به یکی از اصحاب خویش فرمود: اگر مخالفان سخنان حقّت را نپذیرفتند آنها را به مباهله دعوت کن. از این رو می توان معتقد بود که هر کس با حفظ شرایطی که بیان شد برای اثبات حقانیت خویش در مقابل دشمنان ایمانش بتواند مباهله کند.

 

شرایط مباهله

همان گونه که از تعریف مباهله بر می آید، مباهله یک نحوه از دعا است؛ از این رو گفته اند: شرایطی که برای دعا ذکر شده، برای مباهله نیز لازم است، ولی با توجه به اینکه مباهله دعای خاصی است، تبعاً دارای ویژگی ها و شرایط ویژه ای نیز می باشد، از جمله کسی که می خواهد مباهله کند باید خود را سه روز اصلاح اخلاقى کند، روزه بگیرد، غسل کند، با کسى که مى ‏خواهد مباهله کند به صحرا برود، ساعتى که در آن مباهله می شود: بین الطلوعین؛ یعنی میان سپیده دم تا برآمدن آفتاب است، انگشتان دست راستش را در انگشتان راست او بیفکند، از خودش آغاز کند و بگوید: « اللّهُمَّ رَبَّ السَّمواتِ السَّبْعِ وَ الارَضینَ السَّبْعِ وَ رَبَّ الْعَرْشِ الْعَظیمِ اِنْ کانَ فُلانٌ جَحَدَ الْحَقَّ وَ کَفَرَ بِهِ فأَنْزِلْ عَلَیْهِ حُسْبانا مِنَ السَّماءِ وَ عَذابا الیما» یعنی: اى خدایى که پروردگار آسمان هاى هفتگانه و زمین هاى هفتگانه و پروردگار عرش با عظمت هستى! اگر فلانى (طرف مقابل در مباهله) منکر حق است و نسبت به آن کفر مى ورزد، پس نازل گردان بر او آتشى از آسمان و عذابى دردناک. و بعد بار دیگر این دعا را تکرار کند.

 

مباهله پیامبر(ص) با مسیحیان نجران

در سال دهم هجرى (632 م) که پایه هاى حکومت اسلام کاملاً مستحکم شده بود، پیامبر گرامى اسلام حضرت محمد (ص) به موازات مکاتبه با سران دولِ جهان و مراکز مذهبى، نامه اى نیز براى اسقف نجران «ابو حارثه» فرستاد و اهالى آن منطقه را به اسلام دعوت کرد. متن این نامه بدین شرح است:

به نام خداى ابراهیم و اسحاق و یعقوب. این نامه اى است از محمد پیامبر (ص) و فرستاده خدا به اسقف نجران. خداى ابراهیم و اسحاق و یعقوب را حمد و ستایش و شما را از پرستش و عبادت بندگان به پرستش خدا دعوت مى کنم؛ شما را دعوت مى کنم که از ولایت بندگان خدا خارج شوید و تحت ولایت خداوند در آیید و اگر این دعوت را نمى پذیرید، باید به حکومت اسلامى جزیه (مالیات) بپردازید، وگرنه با شما اعلام جنگ مى کنم. والسلام.

فرستادگان حضرت محمد (ص) وارد نجران شده و نامه حضرت را به اسقف نجران دادند. اسقف نامه را با دقت خواند. وقتى از محتواى نامه مطلع شد، وحشت عجیبى سراپاى وجودش را فرا گرفت. شخصى را نزد «شرحبیل بن وداعه»، که شخصى با درایت و کاردان بود، فرستاد و او را به خدمت فرا خواند و نظر او را درباره نامه پیامبر جویا شد. شرحبیل گفت: ما مکررا از پیشوایان مذهبى مان شنیده ایم و به این مطلب یقین داریم که خداوند به حضرت ابراهیم وعده داده است که نبوت را از نسل اسحاق به فرزندان اسماعیل منتقل کند و هیچ بعید نیست که محمد همان پیامبر موعود باشد. با این حال، این یک مسئله مذهبى و مربوط به نبوت است و من در این گونه مسائل نظرى ندارم؛ اگر از امور دنیوى بود، بدون شک اظهار نظر مى کردم و از هیچ گونه تلاشى فروگذار نمى کردم اسقف به دنبال دو نفر دیگر به نام هاى «عبدالله بن شرحبیل» و «جبار بن فیض» فرستاد و نظر آنها را نیز جویا شد. آنها نیز همان پاسخ شرحبیل را تکرار کردند.نگرانى اسقف بیشتر شد و دستور داد ناقوس ها را به صدا در آوردند. پس از این که همه مردم نجران گرد آمدند، اسقف نامه پیامبر را براى مردم خواند و از آنان نظرخواهى کرد. نتیجه این شد که گروهى از صاحب نظران را براى بررسى اوضاع و احوال پیامبر گرامى (ص) به مدینه بفرستند. بنابراین 70 نفر از نخبگان و دانایان انتخاب شدند که در رأس آنان 3 تن از رهبران مذهبى قرار داشتند: «ابو حارثه بن علقمه»، اسقف اعظم نجران، که سمت نمایندگى رسمى کلیساهاى روم را در حجاز به عهده داشت؛ «عبدالمسیح» که لقبش «عاقب» بود و به عقل و درایت شهرت داشت؛ «أیهم» که به او «سید» مى گفتند.

 

هیئت نمایندگى مسیحیان در مدینه

هیئت نمایندگى مسیحیان وارد مدینه شدند. قبل از آن که نزد پیامبر اکرم (ص) بروند، لباس هاى فاخر ابریشمى پوشیدند و انگشتر طلا به دست کردند و بر پیامبر اکرم (ص) - که در مسجد بود - وارد شدند و به پیامبر (ص) سلام کردند. حضرت پاسخ آنها را نداد و حاضر به سخن گفتن با آنها نشد.

مسیحیان غمگین و متحیر به فکر چاره بودند که ناگاه چشمشان به «عثمان بن عفّان» و «عبدالرحمن بن عوف» افتاد. چون از دوران جاهلیت با آنها آشنا بودند، نزد آنان رفتند و موضوع را با آن دو در میان گذاشتند. آن دو اظهار داشتند که حل این مشکل به دست على بن ابى طالب (ع) است، بنابراین از آن حضرت که در آن جا حاضر بود، چاره خواستند. حضرت فرمود: لباس هاى ابریشمى و انگشترهاى طلا را از خود دور کنید و با همان لباس سفر به خدمت حضرت بروید. مطمئن باشید که حضرت شما را خواهد پذیرفت. آنها طبق راهنمایى حضرت على (ع) عمل کردند و خدمت رسول اکرم (ص) رفتند. حضرت آنها را پذیرفت و فرمود: قسم به آن کسى که مرا به حق مبعوث کرد، دفعه اول که این جماعت نزد من آمدند، شیطان همراهشان بود.

 

 مذاکره نمایندگان نجران با پیامبر اسلام (ص)

 مسیحیان قبل از آنکه وارد مذاکره رسمى با پیامبر اسلام (ص) شوند، اظهار داشتند چون هنگام نماز است، اجازه دهید نمازمان را بخوانیم. حضرت به آنها اجازه داد و آنها به طرف قبله خودشان (مشرق) نماز خواندند. پس از اقامه نماز، مذاکرات آغاز شد و حضرت رسول (ص) براى بار دیگر آنها را به اسلام دعوت کرد؛ ولى اظهار داشتند که ما قبل از تو مسلمان شده ایم. حضرت فرمود: دروغ مى گویید، چون شما صلیب را عبادت مى کنید و گوشت خوک مى خورید و عیسى را فرزند خدا مى دانید و این امور با اسلام و اعتقاد به خداوند یگانه سازگار نیست.

نتیجه جلسه این شد که براى فرداى آن روز با پیامبر اسلام (ص) قرار مباهله بگذارند؛ اگر پیامبر اسلام (ص) براى مباهله سربازان و نیروهاى نظامى اش را همراه آورد، با او مباهله کنند، و اگر با خاصان و اهل بیتش در محل مباهله حاضر شود، با او مباهله نکنند؛ چرا که معلوم مى شود پیامبر اسلام (ص) به حقانیت خودش مطمئن است، و گرنه عزیزان خویش را در معرض هلاکت قرار نمى دهد. تصمیم هیئت مسیحى به پیامبر اسلام (ص) ابلاغ شد و قرار شد هر دو طرف فرداى آن روز (24 ذى حجه) براى انجام مباهله در خارج از مدینه حاضر شوند. پس از معلوم شدن زمان مباهله، پیامبر اکرم (ص) افرادى را جهت دعوت کردن مردم براى مشاهده جریان مباهله، به مدینه و اطراف آن فرستاد تا از همه مردم دعوت به عمل آورند. روز موعود جمعیت بسیارى از زن و مرد در محل مباهله حاضر شدند.

 

 مسیحیان نجران تسلیم مى شوند

مسیحیان با دیدن چهره مصمم و مطمئن پیامبر اسلام (ص) و همراهانش از یک سو، و شنیدن سخنان یأس آور اسقف نجران از سوى دیگر، تصمیم گرفتند در برابر خواسته هاى پیامبر (ص) تسلیم شوند. بنابراین خدمت پیامبر اکرم (ص) رسیده و گفتند: یا اباالقاسم! ما با تو مباهله نمى کنیم، ولى حاضریم مصالحه کنیم و هر مقدارى که خواسته باشى به تو جزیه بپردازیم. پیامبر بزرگوار اسلام (ص) پیشنهاد آنها را پذیرفت و از انجام مباهله منصرف شد و قرارداد صلحى بین پیامبر اسلام (ص) و مسیحیان نجران بسته شد.

 

مفاد قرارداد پیامبر (ص) با مسیحیان

بر اساس قراردادى که به امضاى طرفین رسید، قرار شد مسیحیان نجران در مقابل امنیتى که به برکت حکومت اسلامى تأمین مى شود، سالانه 2 هزار حُلّه (هر حله برابر با یک قواره پارچه براى یک دست لباس) به عنوان جزیه به حکومت اسلامى بپردازند؛ البته به این شکل که هزار حُلّه را در ابتداى سال و هزار حُلّه را در نیمه آن پرداخت کنند. قیمت هر حُلّه نیز چهل درهم بود. بنا به گفته بعضى از مورخان، علاوه بر2 هزار حُلّه، پرداخت 30 زره و نیزه و 30 اسب و 30 شتر نیز شرط شد.

ارتباط با امام جمعه