جمعه 1396/8/26 - 2 : 23
مشخصات امام جمعه
رضا مصباح
رضا مصباح
فامنين
خطبه ها
بيانات در خطبه هاي نماز جمعه مورخ 1396/6/31
سبک زندگی اسلامی : معامله النفس قسم اول : الجهد 8

« قَدَّمَ خَالِصاً، وَ عَمِلَ صَالِحاً، اکْتَسَبَ مَذْخُوراً، وَ اجْتَنَبَ مَحْذُوراً، وَ رَمَى غَرَضاً، وَ أَحْرَزَ عِوَضاً. کَابَرَ هَوَاهُ، وَ کذَّبَ مُنَاهُ »

قدم خالصا- پيش فرستد از خود عمل و طاعت خالص از شوب شبهه و ريب از قول و عمل قلبا و زبانا- طاعت و عمل خالص از بهر خدا، و صاف از ثناء و ذم ديگران- مدح و ذم برايش يکسان باشد- و ما امروا الا ليعبدوا الله مخلصين له الدين

 و عمل صالحا- عمل صالح بجا آورد بامتثال امر الهي- که فرموده: فمن کان يرجو لقاء ربه فليعمل عملا صالحا و لا يشرک بعباده ربه احدا هرکه اميدوار لقاء خدايش باشد پس بايست عمل صالح بکند- و کسي را شريک عبادت خدايش نکند

اکتسب مذخورا- کسب نمايد با عمل ثواب ذخيره براي روز فقر و فاقه و توشه بوقت حاجت- خير الزاد التقوي- بهترين توشه آخرت تقوي است، الا عامل لنفسه قبل يوم بوسه

 و اجتنب محذورا- و اجتناب و پرهيز نمايد از محاذير و نواهي که موجب فتنه در دنيا و عذاب است در آخرت- فليحذر الذين يخالفون عن امره ان تصيبهم فتنه او يصيبهم عذاب اليم بايد بترسد کسانيکه مخالفت ميورزند از امر خدا از اينکه برسد بايشان فتنه يا عذاب دردناک

و رمي غرضا- در اعمال به سهام اعمال صالحه قصد و نشانه حق نمايد تا نشانه و هدفش خطا نرود و درک اميد بسته‏هايش بنمايد

و احرز عوضا- و احراز نمايد ملکات حميده و بمطالعه انوار کبرياء آخرت را که باقي و پايدار است بمتاع دنيا که فاني و زايل است، ذخيره نمايد حسنات و صالحات و باقيات و الباقيات الصالحات خير عند ربک نوابا و خير املا-

کابر هويه- غلبه بنمايد به هوايش به کار بستن عقل و مجاهده نفس اماره بسوء- اما من خاف مقام ربه و نهي النفس عن الهوي فان الجنه هي الماوي- اما آنکه از مقام خدايش بترسد و نفسش را قدغن از هواپرستي نمايد بهشت جايگاه است

 و کذب مناه- و تکذيب نمايد آرزوهاي باطله و شيطاني را- آروزوهاي طول و دراز را در قلبش نپروراند که آرزوها سرمايه احمقان است

 

خطبه دوم

شهادت امام در جهان اسلام دو تأثير اساسى گذاشت

نخست: تأثير نزديك تر، كه از همان عصرِ عاشورا آشكار شد; از همان هنگام كه اهل بيت آن حضرت را به سوى كوفه و سپس، از كوفه به شام به اسارت بردند. گوييا خواست خداوند همين بود، كه حسين (عليه السلام) و يارانش در يك نبرد خونين و نابرابر از جام شهادت سرمست عشق الهى شوند و خون پاكِ شان در سرزمين نينوا ريخته شود، تا زينب كبرى دختر بزرگوار على (عليه السلام) و زين العابدين على بن الحسين (عليه السلام) بتوانند در كوفه و شام نقاب از چهره زشتِ دسيسه هاى باند

اموى برگيرند و آل ابوسفيان را، كه به دروغ ادّعاى مسلمانى داشتند و با پوشش اسلام، به تلافى پيروزى اسلام بر جاهليت و شرك قريش، به جنگ اسلام برخاسته بودند، رسوا كنند، و از ماهيّت هيئت حاكمه و مردم عصرش پرده بردَرند. امير كوفه را، در كاخ فرماندارى، در مسند قدرت و در اوج پيروزى، تحقير كنند. و حاكمِ «منافق دارُ الاِماره دمشق» را رسوا سازند. و شكست مفتضحانه او را در نيل به هدف هاى پليدى كه در سر داشت در پايگاه قدرتش به او اعلام كنند. و به فرزندِ كودن و پلشت معاويه بفهمانند كه او و پدرانش، حقيرتر از آن اند، كه بتوانند نام نيك خاندان محمّد را محو كنند و وحى و رسالت او را نابود سازند. و ننگِ كشتنِ حسين بن على (عليه السلام) را از دامان خود پاك كنند و در نهايت، با سخنان شورانگيزِ خود بزرگترين شاهكار ادبى و سياسى و اجتماعى را بيافريند.

تأثير دوّم در دراز مدت

واقع اين است كه اگر قيام خونين و شهادت آن شهيد بى بديل نبود، امروز از اسلام و آموزه هاى متعالى و معارف ناب و احكام نورانى آن نيز، خبرى نبود. هم چنان كه در پيش گفته ها، به تكرار اشاره شد. بنى اميّه بر آن بودند كه به طور كلى آثار بعثت محمّد (صلى الله عليه وآله) را محو كنند و جاهليّت ابوسفيان و شرك قريش را دوباره برگردانند، و در راه وصول به اين هدف پليد خود، به هر جنايتى از تحريف حقايقِ دين گرفته، تا كشتنِ امام حسين (عليه السلام) و اسارت اهل بيت (عليهم السلام) او دست بزنند. و امّا شهادت فرزند پاك پيامبر (صلى الله عليه وآله) نه تنها به اسلام و دستاوردهاى بعثت، حيات دوباره بخشيد; بلكه جاودانگى اين حقايق والا را تضمين كرد و براى هميشه اسلام را از اسارتِ حكومت اموى و امويانِ طول تاريخ بِدَر آورد.

در حقيقت، قيام امام حسين (عليه السلام) و شهادت يارانش لطيف ترين نفحه الهى بود، كه در فضاى سرد و سنگين حكومت اموى وزيدن كرد، و جهان اسلام و دل هاى بندگان خدا را طراوت بخشيد. از اين رو، به حقّ، عاشورا، لطيف ترين و با طراوت ترين نفحه الهى و نسيم روحانى است، كه در طول قرن ها تا امروز،

 

ارتباط با امام جمعه